تبليغاتX
((طـــنــــیــــن آوای مــــــــــــن))



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


((طـــنــــیــــن آوای مــــــــــــن))

hesam age miyay inja too khosoo30 shomarato vasam bezar

+نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعتتوسط آیلار | |

سلام خوبین؟

الان درست 2هفته س که مریضم!

کاش میتونستم اینو به عشقم بگم...

12روز دیگه میادش!

دلم واسش یه ذره شده دوس دارم مثه همیشه تو چشماش خیره شم...

دوس دارم مثه همیشه دستامو تو دستاش محکم فشار بده...

کاش میشد الان کنارم بود!

باید صبر کرد...

چشم انتظارشم!

+نوشته شده در یکشنبه 2 آبان1389ساعتتوسط آیلار | |

وااااااااایییی خداااااا!!!! ممنوووووون!

نفسی عاشششقتــــــــــــــــــــــــــــــم!!!!

نفسم به نفست بنده دیووونــــــــــــــــــــــــه!

3هفته دیـــــــــگه!

دعا کنین زودی بگذره من طاقت ندارم!

راستی راجع به مطالب قبلی رسما اعلام میکنم گور بابای آرمان! D:

+نوشته شده در شنبه 24 مهر1389ساعتتوسط آیلار | |

این یه تمناس!

یه خواهشه!

تمنا میکنم این کلمه رو تکرار نکن!

تمنا میکنم لحظه ها رو خاکستری نکن!

خواهش میکنم منو ناراحت نکن!

نگو میرم!

نگو!

دیگه نگو!

هیس!

هیس!

واااایییی!!! فردا میره!

من میمیرممممم!!!!!

+نوشته شده در یکشنبه 21 شهریور1389ساعتتوسط آیلار | |

مي گن چرا انقدرتحت فشارش گذاشتي؟ سکوت ميکنم

مي گن چرا نمي ذاري هرکاري که مي خواد بکنه؟ سکوت ميکنم

مي گن چرا اگر بهت توجه نکنه ازش دلخور مي شي؟ سکوت ميکنم 

مي گن چرا وقتي مي ره با يکي ديگه اشک مي ريزي؟ سکوت ميکنم

مي گن چرا تمام لحظه هات رو در حصرت با اون بودن خراب مي کني؟

سکوت ميکنم

مي گن چرا همش به ياد خاطرات قديميت غصه مي خوري؟ سکوت

ميکنم

مي گن چرا همه ي کارهاشو زير نظرداري؟ سکوت ميکنم

مي گن چرا در حصرت ديدنشي در صورتي که مي دوني ناراحتت ميکنه؟

سکوت ميکنم

مي گن چرا از عالم بريدي چسبيدي به کسي که برات از يه نفرم

نميگذره؟ سکوت ميکنم

مي گن چرا حاضر نيستي به کسي نه بگي که دلت رو هميشه

ميشکنه؟ سکوت ميکنم

مي گن چرا واسش هر کاري مي کني در حالي که مي دوني

فراموشکاره؟ سکوت ميکنم

فرياد مي زنم: ((چون دوستش دارم))


+نوشته شده در جمعه 28 خرداد1389ساعتتوسط آیلار | |

*تا حالا حس کردي خيلي افسرده اي؟ من الان اينجوريم!

*تا حالا حس کردي دلت مي خواد يه عالمه آرام بخش بخوري و بخوابي؟

*من الان دلم اينو مي خواد!

*تا حالا حس کردي ميخواي از دست اين دردا راحت شي و يه روز شاد

*شاد باشي و از ته دلت بخندي؟ نه زورکي!

*من الان اينو ميخوام!

*تا حالا حس کردي بغضي داره خفت ميکنه و هيچ راهي واسه از بين

*بردنش نداري؟

*من الان بغض دارم!

*با آرامش ميخوام بدون هيچ فکر و غصه اي يه روزمو بگذرونم!!!


+نوشته شده در جمعه 14 خرداد1389ساعتتوسط آیلار | |

يکي رو دوست دارم ولي اون باور نداره.

يکي رو دوست دارم همون کسي که شب و روز به يادش هستم و

لحظات سرد زندگيمو با گرماي عشقش ميگذرونم!

کسي رو دوست دارم که ميدونم هيچوقت بهش نمیرسم و هيچوقت

نميتونم دستاشو فشار بدم!

يکي رو دوست دارم ، بيشتر از هر کسي ، همون کسي که منو اسير

قلبش کرد!

يکي رو دوست دارم ، که ميدونم اون ديگه برام يکي نيست ، اون برام يه

دنياست !

يکي رو براي هميشه دوست دارم ، کسي که باور نکرد عشقمو ! کسي

که اشکامو نديد و نديد که چطور از غم دوري و دلتنگيش بی تابم!

يکي رو تا ابد دوست دارم ، کسي که هيچوقت درد دلمو نفهميد و

ندانست که اون تو اين دنيا تنها کسيه که تو قلبم نشسته!

يکي رو تو قلبم عاشقانه دوست دارم ، کسي که نگاه عاشقانه ي منو

نديد و لحظه اي که بهش لبخند زدم نگاهش به سمت ديگه اي بود!

آره يکي رو از ته دل صادقانه دوست دارم، کسي که لحظه اي به پشت

سرش نگاه نکرد که من چطور عاشقانه دنبالش ميرم!

کسي رو دوست دارم که براي من بهترينه ، از بي وفايي هاش که بگذرم

برام عزيزترينه!

يکي رو دوست دارم ولي اون اين دوست داشتنو باور نکرد ! نمي دونه که

چقدر دوستش دارم ، نمي فهمه که اون تمام زندگيمه!

يکي رو با همين قلب شکسته م ، با تمام احساساتم ، بي بهونه دوست

دارم !

کسي که با وجود اينکه قلبمو شکست ، اما هنوزم تو اين قلب شکسته م

جا داره !

يکي رو بيشتر از همه کس دوست دارم ، کسي که حتي منو کمتر از هر

کسي دوست نداره !

يکي رو دوست دارم با اينکه اين دوست داشتن ديوانگيه اما ....... من

ديوانه وار تنها اونو دوست دارم !

آ.ر.م.ا.ن کاش يه روزي بفهمي که چقدر دوستت دارم !!!

+نوشته شده در جمعه 7 خرداد1389ساعتتوسط آیلار | |

اي کاش مي دونست که اون برام از رفتار بقيه مهم تر بود حتي اگه دنيا عليه من بود...

گوشه کنار ذهنم پر شده از اي کاش و افسوس ...

افسوس براي راحت از دست دادن فرصتاي با هم بودن، فرصتايي براي پرسيدن چرا هاي بي جواب.

و اي کاش! مي تونستم دوباره از نو شروع کنم. از اول، از نقطه شروع، شروعي دوباره براي با هم بودن!!!

دلتنگي براي آقا (آ.ر.م.ا.ن) خان و ستاره قطبي!!! آره يا نه؟؟؟شد يا نشد؟!

تحقق و تکامل لحظه هايي که...

امروز به نوعي آخرين فرصت بود. آخرين فرصت براي نگاه و لبخند و صحبت و سوال ...

ولي ... باز نتونستم ...!

نتونستم حرف هايي رو که توي اين ۵ ماه جمع کرده بودم براي اين آخرين فرصت بگم. نميدونم چرا وقتي

مقابلش قرار مي گيرم حسي ۵ ماه اندوخته منو مي دزده و مي بره و مثل هميشه فراموش کار مي شم و

حرفي براي گفتن ندارم...

بغض راه نفسمو مي بنده و سراسيمه منو به خلوت تنهاييم مي کشونه و...

ای کاش میفهمید که چقدر دوسش دارم...

+نوشته شده در پنجشنبه 30 اردیبهشت1389ساعتتوسط آیلار | |

خیلی سخته که عاشق یکی باشی و اون عاشق یک نفر دیگه مگه نه؟

خیلی سخته که حس کنی اونیو که دوست داری واسه اینکه بهت ضربه

روحی نخوره  کنارت مونده  مگه نه؟

خیلی سخته که تو همه کاری بکنی تا اون ازت راضی باشه تا آرامش

داشته باشه اما اون دلش یه جای دیگه باشه مگه نه؟

حاضر باشی بمیری اما اون آرامش داشته باشه ولی اون اصلا اینو باور

نداشته باشه خیلی سخته  مگه نه؟

دلت بخواد تا همیشه کنارت باشه اما اون روح و قلبش واسه یکی دیگه

ثانیه شماری کنه خیلی سخته  مگه نه؟

تو واسه دیدنش ثانیه شماری کنی اون بیاد اما وقتی آهنگی غمگین با

هم گوش میدین و دستاش تو دستته دلش جای دیگه باشه خیلی سخته

مگه نه؟

هر بار که وبلاگتو باز میکنی به این امید باشی که طراوشات ذهنشو در

مورد تو اینجا نوشته باشه و هر بار هیچ ........ اون موقع است که

باورت میشه دوست نداره که نمی تونه برات چیزی بنویسه چون پشت هر

نوشته ای یک احساسی هست

تو ندونی که چیکار کنی که اون  قلبش واسه تو بتپه اونم واسه دیدنت

ثانیه شماری کنه وقتی دستاش تو دستته قلبش هم با تو باشه  وقتی

نگات میکنه تو رو ببینه نه اینکه تو رو نگاه کنه اما نبینتت چون نگاهش مال

یکی دیگه است  اون موقع است که تو یه کمی وجدانت قلقلکت میده که

نکنه تو مانعی شدی واسه برگشت عشق قبلیش و  تو می مونی و

هزارررررررررررررررر  تا اما ! اگر!  شاید! و هزاران چرای بی جواب.

فقط اینو میدونم که دوستش دارم با همه ی وجودم ...

+نوشته شده در دوشنبه 27 اردیبهشت1389ساعتتوسط آیلار | |

ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش

دو سه ماه بيشتر زنده نيست...

يادگرفتم که عشق يعني فاصله وفاصله...

يعني دو خط موازي که هيچگاه به هم نميرسند...

ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه ي خودم وفادار نيست...
وياد گرفتم هر چه عاشقتري تنهاتري...

+نوشته شده در شنبه 25 اردیبهشت1389ساعتتوسط آیلار | |

ميگن عشق مثل بازي الاکلنگه هر کسي که عاشق تره خودشو پايين

نگه ميداره تا عشقش از بالا بودن لذت ببره...

اما چقدر سخته يه روز به خودت بياي و ببيني روي يه الاکلنگ چوبي

تنهايي...

کسي که از تو بالا تر بوده دست عشقتو گرفته و با خودش برده...

خيلي سخته سرتو بالا کني و ببيني عشقت با يار تازه اش روي ابرا قدم مي زنن...

صداش مي کني ((آهايش عشق من برگرد بيا بازم بازي کنيم منتظرتم))

اما اون تو اون الاکلنگ چوبي تو رو فراموش کرده حالا عاشق کسيه که از تو بهتره...

لبخند تلخه روي لباتو مي بينم وقتي به روزي فکر ميکني که براي اولين بار ديديش...

يا انتظارت وقتي براي يه مدت رفت و ازش بي خبر بودي...

اما حالا همه چيز تموم شده تو موندي  و يه شهر خاطره و يه الاکلنگ

چوبي...

چقدر سخته نتوني ازش دل بکني مدام سرت به سمت آسمون باشه و نگاش کني...

 با اينکه خيلي تنهايي دلت نخواد از اون بالا بيفته پايين...

چقدر سخته نتوني از اون الاکلنگ چوبي دل بکني آخه تنها يادگاري که ازش داري...

يادته هر کاري مي کردي تا لبخند بزنه اما نمي خنديد ولي حالا براي عشق تازه اش مي خنده...

چقدر خنده هاش قشنگه با خودت ميگي کاش مي تونستم صداي خنده هاشو بشنوم...

يه چيزي رو از اون بالا پرت کرد به طرفت صداي شکستن اومد...

 حس عجيبي داري مبيني قلب شيشه اي خودته که بهش يادگاري دادي...

تکه هاشو کنار هم ميذاري جاي پاهاش روي دلت مونده...

با بغض ميگي لا اقل يه يادگاري ازش دارم...

+نوشته شده در چهارشنبه 22 اردیبهشت1389ساعتتوسط آیلار | |


کاش کنارم بودي ، کاش مي تونستم تو رو تو آغوشم بگيرم و نوازش کنم ...

باورم نمي شه که از من اين همه دوري و فا صله بين من و تو بيداد مي کنه ...

کاش مي تونستم دستاتو بگيرم و با تو به اوج خوشبختي برم ....

کاش مي تونستم بوسه اي رو گونه مهربونت بزنم .... اي کاش... اي کاش .... کاش...

دلم بد جوري هواتو کرده عزيزم ...

دلم بد جور تو حسرت ديدارته اي بهترينم...

باورم نمي شه ، اين همه فاصله بين من و تو غوغا مي کنه و درياي غم و دلتنگي

تو قلبامون طوفان به پا مي کنه وامواج تنهايي مثل خنجرتو قلبامون مي شينه ...

و اي کاش کنارم بودي ... کاش بودي و دلمو از اميد و آرزوهاي انباشته شده

خالي مي کردي .... با نبودنت کنارم گويا تو اين دنيا تنهاي تنهام ...

بي کس ، بي نفس ، ميرم با همون پاهاي خسته در جاده اي که به آن سوي غروب

خورشيد ختم شده.... کاش که تو کنارم بودي....

اونوقت ديگه هيچ آرزويي از خدام نداشتم ...

سخته ولي بايد نشست گوشه اي و گريه کرد و انتظار کشيد

تا تو به سمت من بيايي ...

دلم بد جور برات تنگه عشقم....

خـــدایـــــــا دیــــگــــــه خستـــه شــــدم...


+نوشته شده در سه شنبه 21 اردیبهشت1389ساعتتوسط آیلار | |

 دلم بد جوري گرفته بود و بغض توي گلوم داشت خفه ام ميکرد........
خواب تو رو ديدم....جايي مي بردي منو...... نمي دونم کجا بود ....... دستم توي دست مهربونت بود.....
اما وسط يه جاده تنها موندم....... خودمو تنها و در به در ديدم که دارم دنبال تو مي گردم ..... صدات کردم جوابمو ندادي.......
کلافه و خسته يه گوشه نشستم....... احساس مي کردم باهام هستي همون اطراف ولي خودت رو پنهان ....
ميکردي تا نبينمت!.......برا يه لحظه به عقب برگشتم....... ديدمت که با يه لبخند محزون داري نگام مي کني......
يه لباس مشکي تنت بود داشتي واسم دست تکون مي دادي و ازم دور ميشدي........
از خواب پريدم ..... صورتم خيس خيس بود....... تا يه مدت نگران بودم نکنه ازم دور بشي !.....
اما حالا تعبيرش رو فهميدم!........
کاش ميشد همه خوابهامون تعبير نشه!..... اگه هم ميشه يه جوري بشه که خاطرمون آزرده نشه!.......
مي خواستم بار دلتنگيهام رو از دوش مترسک بردارم و از اين جا برم .....آخه قلب مترسک ديگه جايي واسه ..
دلتنگيهام نداره!......
نوشتن انگيزه مي خواد نه تکرار!.......
اما يه حس مرموز منو وادار به نوشتن و موندن ميکنه ....... تا بنويسم وبگم هنوز هستم!.... زنده ام.... نفسي هست ......
لا اقل اينجوري ميتونم دلتنگيهام رونگهش دارم واسه اون روزي که شايد لبخندي بزنم و يادم رفته باشه دلم تنگه!........
اعتراف ميکنم دلم واست تنگ شده ...... واسه صداي گرم و مهربونت....... واسه خنده هاي قشنگت که هنوزم
توي گوشم يادگاري مونده!.......
دفتر خاطراتم رو که ورق ميزنم رده پاهاي زيادي ميبينم که همه خاطره شدن و تو ..... تو شدي ......
رويايي ترين خاطره زندگيم......... روياي يک حقيقت....... حقيقتي که سالها دنبالش بودم و باور کردم فقط يه روياست......
اين که ميگن دل به دل راه داره رو باور مي کني يا نه؟....... ولي من که خيلي بهش معتقدم........
وقتي صدات ميکنم ميشنوي مگه نه!؟....... اينو دلم ميگه جوابتو مي شنوم باور کن!.........
دلم مي خواست همه چيزو بهت ميگفتم و بعد مي رفتم واسه هميشه...... ولي آخه چيزي نداشتم که قابل قبول باشه .......
همين ته ذره غرور هم مي رفت و ديگه پيدا نميشد....... نه اينکه از تنفر تو يا بر چسب ديگران مي ترسيدم...
نه ..... ولي نمي خواستم با حرفام خودمو توجيه کنم يا گول بزنم........ نمي خواستم بيشتر از اين تحقير بشم..
نمي خواستم تو هم منو يه ديوونه ببيني ...... نمي خواستم به اين باور برسي که فريبت دادم..... نمي خواستم ...
باور کن هيچي نمي خواستم...... به جز اين که بدون هيچ قصد و نيازي دوست داشته باشم!
هيشکي نميتونه به جاي ديگري درد و رنج بکشه....... شايدم احساس من ديوانه بود که تا اين حد پيش رفت!...
از عشق مي ترسم....... زخم خوردم........ از عاشق شدن مي گريزم ...... رنج ديدم...... تنهايي رو مي فهمم ...
سالها هم خانه ام بود....... غم رو مي شناسم........ همزادم بود!
نوازش جبر را احساس مي کنم........ با آن زندگي کردم!
دوستي را مي پرستم ....... تا تو را هميشه دوست بدارم........
ولي حيف..... حيف که چيز ديگه اي به جز اين ندارم......
مي دوني اين تنها چيزي هست که حق خودم مي دونمش و به هر کسي هم دلم خواست مي بخشمش!
پس باور کن........
دوستت دارم واسه هميشه.........

.............................................................................................................................

تو هم اي خوب من اين نکته به تکرار بگو!.......
اين دلا ويز ترين شعر جهان را همه وقت.....
نه به يک بار و به صد بار بگو!......
دوستم داري؟! را از من بسيار بپرس!.......
دوستت دارم را با من بسيار بگو!......
دوستت دارم......

+نوشته شده در چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعتتوسط آیلار | |

سلام

يادته مي گفتي خيلي برام عزيزي؟

يادته مي گفتي هيچ وقت نمي خوام ناراحتت کنم ؟

يادته هر وقت ناراحت مي شدم کلي باهام حرف ميزدي که آرومم کني؟

يادته بهم مي گفتي خيلي دوستم داري؟

يادمه يک بار گفتي مي خوام مال من باشي!!

يادته دلت مي خواست تا هميشه با هم باشيم؟

يادته بهت گفتم براي اين با هم بودن برنامه اي هم داري؟

يادته چي جواب دادي؟

يادمه روي حرفت حساب کرده بودم!

يادمه تو دلم غوغا شده بود

يادمه منم دلم مي خواست با هم باشيم

يادمه !!

يادته ؟؟

....

بي خيال!!

+نوشته شده در سه شنبه 7 اردیبهشت1389ساعتتوسط آیلار | |

سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن !

رفتم ... رفتي ... رفت ...

ساکت مي شوم ، ميخندم ولي خنده ام تلخ مي شود

استاد داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده !

و من مي گويم : رفت ... رفت ... رفت ...

رفت و دلم شکست ...

غم رو دلم نشست ...

رفت و شاديم بمرد ...

شور از دلم ببرد ...

رفت ... رفت ... رفت ...

و من مي خندم...

و به در خيره ام...


+نوشته شده در دوشنبه 30 فروردین1389ساعتتوسط آیلار | |

دلم شکسته... دارم ميمرم... خيلي شکسته... دارم مي ميرم... دارم ميميرم... ديگه نمي خوام عاشق بمونم... ديگه نمي خوام با تو بمونم... دلم شکسته... بازم شکونديش.... دارم ميميرم... چرا نموندي؟... ديگه نمي خوام عاشق بمونم.... دلمو شکوندي.... دلمو سوزوندي.... آخه چرا نموندي... فاصلم باهات يه نفس بود... چرا شکونديش؟... چرا سوزونديش....... زندگيم سياه شد... دلم سياه شد... دلم واست تنگ شده...چرا رفتی؟... چرا تنهام گذاشتی؟... دارم ميميرم... دارم مي خونم.... همه چي رو سياه مي بينم.... همه رو تيره... همه رو خسته...همه رو بي رحم... همه بي روح... همه قاتل...
بـــــــــــــد....!! :-(

+نوشته شده در جمعه 27 فروردین1389ساعتتوسط آیلار | |

حتي نگذاشت دست هايش را در دست بگيرم

حتي نگذاشت محکم در آغوش بگيرمش و گريه کنم

حتي نگذاشت عشقم را به او ثابت کنم

فقط گفت:خدانگهدارت و قلبم را به حال خودش گذاشت

و به قلبم گفت دلت تنگ نشود

به قلبم گفت همه چيز را فراموش کن....

+نوشته شده در شنبه 15 اسفند1388ساعتتوسط آیلار | |

هيچ کس با من در اين دنيا نبود

هيچ کس مانند من تنها نبود

هيچ کس دردي زدردم برنداشت

بلکه دردي نيز بر دردم گذاشت

هيچ کس فکر مرا باور نکرد

خطي از شعر مرا از بر نکرد

هيچ کس معناي ازادي نگفت

در وجودم ردپايم را نجست

هيچ کس ان يار دلخواهم نشد

هيچ کس دمسازو همراهم نشد

هيچ کس جز من چنين مجنون نبود

در کلاس عاشقي دلخون نبود

هيچ دردي را نکرد از من دوا

جز خداي من خداي من خدا...

+نوشته شده در سه شنبه 11 اسفند1388ساعتتوسط آیلار | |

يه دوست معمولي وقتي مي آيد خونت، مثل مهمون رفتار ميکنه.

يه دوست واقعي درِ يخچال رو باز ميکنه و از خودش پذيرايي ميکنه.

يه دوست معمولي هرگز گريه تو رو نديده.

يه دوست واقعي شونه هاش از اشکاي تو خيسه.

يه دوست معمولي اسم کوچيک پدر و مادر تو رو نمي دونه.

يه دوست واقعي اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره.

يه دوست معمولي يه دسته گل واسه مهمونيت مي آره.

يه دوست واقعي زودتر مياد تا بهت کمک کنه و ديرتر مي ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه.

يه دوست معمولي متنفره از اين که وقتي رفته که بخوابه بهش تلفن کني.

يه دوست واقعي ميپرسه چرا يه مدته طولانيه که زنگ نمي زني؟

يه دوست معمولي ازت ميخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزني.

يه دوست واقعي ازت ميخواد که مشکلات را حل کنه.

يه دوست معمولي وقتي بين تون بحثي ميشه دوستي رو تموم شده ميدونه.

يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعواهم زنگ ميزنه.

يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره.

يه دوست واقعي ميخواد که تو هميشه رو کمکش حساب کني.

يه دوست معمولي اين حرف هاي منو ميخونه و فراموش ميکنه.

يه دوست واقعي اونو واسه همه ميفرسته.

يک دوست معمولي از درونت بي خبره.

يک دوست واقعي سعي ميکنه درونتو بفهمه.

+نوشته شده در یکشنبه 9 اسفند1388ساعتتوسط آیلار | |

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است...

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد ...

دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند...

دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد ...

دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد...

دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد...

دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي کشد ...

دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد ...

دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست...

دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده...

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده...

دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است...

دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است...

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است...

دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است...

دلم براي کسي تنگ است که محرم اسرار است...

دلم براي کسي تنگ است که راهنماي زندگيست...

دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند...

دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست...

دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است...

دلم براي کسي تنگ است  که دل تنگ دل تنگي هايم است...

+نوشته شده در شنبه 8 اسفند1388ساعتتوسط آیلار | |

_چرا خدا مردها را آفريد؟

1. هدف خاصي نبود

2. گِل اضافه مونده بود

3. نسخه آزمايشي بود

4. اصلا کار خدا نبود

_چرا خدا مردها را از روي زمين برنمي دارد؟

1. از نظر خدا مردها وجود خارجي ندارند

2. مگه ما روي زمين مرد هم داريم

3. وجود اينگونه از درندگان براي موازنه جمعيت روي زمين ضروري به نظر ميرسد

4. حالا چه عجله ايه؟

+نوشته شده در دوشنبه 26 بهمن1388ساعتتوسط آیلار | |


خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...

خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...

خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...

خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ...

خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت
...!!!

+نوشته شده در دوشنبه 26 بهمن1388ساعتتوسط آیلار | |


مامان
- بله ؟
- من مي خوام به دنيا بيام ...
- باشه .

- مامان
- بله ؟
- من شير مي خوام
- باشه

- مامان
- بله ؟
- من جيش دارم
- خب

- مامان
- بله ؟
- من ازون لباس خلبانيا مي خوام
- باشه

- مامان
- بله؟
- من بوس مي خوام
- قربونت بشم

- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسي مي خوام
- باشه

- مامان
- بله ؟
- من دوست مي خوام
- خب

- مامان
- بله ؟
- من يه خط موبايل مي خوام با گوشي سوني
- چشم

- مامان
- بله ؟
- من يه مهموني باحال مي خوام
- باشه عزيزم

- مامان
- بله ؟
- من زن مي خوام
- باشه عزيز دلم

- مامان
- بله ؟
- من ديگه زن نمي خوام
- اوا ... باشه

- مامان
- .. بله
- من کوفته تبريزي مي خوام
- چشم

- مامان
- بله ؟
- من بغل مي خوام
- بيا عزيزم

- مامان
- بله ؟
- مامان
- بله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره

***

- بابا
- بله ؟
- من مي خوام به دنيا بيام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو

- بابا
- هان؟
- من شير مي خوام
- لا اله الا الله

- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشين کوکي هاي قرمز مي خوام
- آروم بگير بچه

- بابا
- اههههه
- من پول مي خوام
- چي ؟؟؟؟ !!!

- بابا
- هوم ؟
- منو مي بري پارک ؟
- من ماشينمو نمي برم تو پارک تو رو ببرم ؟

- بابا
- هان ؟
- من زن مي خوام
- اي بچه پررو .. دهنت بو شير مي ده هنوز

- بابا
- درد
- من زن نمي خوام
- به درک

- بابا
- بلا
- تقصير تو بود که من به دنيا اومدم يا مامان
- تقصير عمه ات

- بابا
- زهرمار
- من يه اتاق شخصي مي خوام
- بشين بچه

- بابا
- مرض
- منو دوس داري
- ها ؟

- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا ..........!!!!!!!!!!!!!!!!

+نوشته شده در شنبه 24 بهمن1388ساعتتوسط آیلار | |

هنر
-----------------------------------------
هنرپيشه معروف سينما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ج) محمدرضا گندمزار
د) محمدرضا دشت

هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ج) رضا فولکس
د) رضا خاور

هنرپيشه مرحوم فيلم "ممل آمريکايي" ؟
الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ج) نعمت الله شيرين عسل
د) نعمت الله مينو

هنرپيشه زن معروف سينما ؟
الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ج) چشم روشني تهراني
د) قابل نداره تهراني

بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟
الف) پارسا پيروفر
ب) فارسا فيروزپر
ج) پارسا پيروزپر
د) فارسا فيروزفر

يکي از آهنگ هاي منصور ؟
الف) ديوونه
ب) ... خل
ج) منگل
د) عجوج مجوج!

خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ج) راهبه
د) موبد
 


تربيت بدني
-----------------------------------------
مربي و بازيکن سابق پرسپوليس ؟
الف) علي پروين
ب) علي شهين
ج) علي مهين
د) علي دمبه

کشتي گير گردن کلفت ايران ؟
الف) عباس جديدي
ب) عباس قديمي
ج) عباس نيو
د) عباس آپ تو ديت

تيم فوتبال آباداني ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزين آبادان
ج) گازوئيل آبادان
د) استقلال اهواز

باشگاه انگليسي ؟
الف) ميدلزبرو
ب) ميدلزبيا
ج) ميدلزبودي حالا
د) ميدلزپاشو برو گمشو

بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟
الف) حسن صالح حميدزيچ
ب) حميد صالح حسنزيچ
ج) حسن حميد صالحزيچ
د) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگليس در جام جهاني 1998 فرانسه ؟
الف) ديويد سيمن
ب) ديويد سيمثقال
ج) ديويد سيگرم
د) ديويد سيتن

مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟
الف) اندي کول
ب) اندي سرشانه
ج) اندي پشت بازو
د) اندي مرسي هيکل
 


فيزيک 1و2و3و4و5و6و7و . . . و شيمي . . . ( در هم )
-----------------------------------------
مساحت دايره چقدر است ؟
الف) 2 متر
ب) 5/2 متر
ج) بيشتره
د) صبر کن بپرسم

سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نيست
ج) شما چطوري ؟
د) چه خبر ؟

کدام عبارت زير بايد فيلتر شود ؟
الف) cosx
ب) 2sin2x
ج) cotghx
د) tg3x

کدام دانشمند جاذبه زمين را کشف کرد ؟
الف) نيوتن
ب) کيلوگرم
ج) متر بر مجذور ثانيه
د) نيترات مس

يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟
الف) عدسي
ب) کاچي
ج) فرني
د) سرشير با دوغ

دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتني
ج) بمي
د) شهسواري

يکي از اشکال ماده ؟
الف) گاز
ب) يخچال
ج) بخاري
د) ماشين ظرف شويي

نام ديگر اسيد فرميک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ج) جوهر پلنگ صورتي
د) جوهر سلندي پيتي

نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟
الف) فرعون (فرئون)
ب) نمرود
ج) ابرهه
د) خسرو پرويز

نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و ... ؟
الف) گازهاي نجيب
ب) گازهاي سر به زير
ج) گازهاي باوقار
د) کلا بچه هاي خوبي هستن
 


ادبيات
-----------------------------------------
در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟
"بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده"
الف) ايهام
ب) صنعت نفت
ج) صنعت پتروشيمي
د) صنعت ميخ راست کني!

شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهاني
ب) ابي اصفهاني
ج) اندي اصفهاني
د) سياوش قميشي اصفهاني

فعل "خوردن" را صرف کنيد ؟
الف) خوردي
ب) صرف شده
ج) ميل ندارم
د) نوش جان

نويسنده "منطق الطير" کدام شاعر است ؟
الف) عطار نيشابوري
ب) نجار نيشابوري
ج) سمسار نيشابوري
د) گل فروش نيشابوري

+نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعتتوسط آیلار | |

۱- بهترين فيلمي که تا حالا ديدم : گل یخ، بر باد رفته،گلادیاتور و ...!

۲- بهترين درسي که خوندم : زیست و زبان انگلیش!

۳- سمج ترين فردي که تا حالا باهاش در ارتباط بودم : یکی از همکلاسی هام، مقلب به چی توز!!!

۴- وحشتناک ترين صفحه عمرم : وقتی داشتم فیلم دیگران رو میدیدم!!! خیلی وحشتناک بود! (۶ سالم بود)!

۵- بهترين سفري که تا حالا رفتم : با خانواده ی دوست بابام رفتیم اصفهان و شهر کرد!

۶- خوشمزه ترين غذايي که دوست دارم بخورم : ناگت مرغ!

۷- خوش اخلاق ترين آدمي که تا حالا ديدم : بابام!

۸- بي مزه ترين غذايي که تا حالا خوردم : غذای بی مزه نخوردم تا حالا!!

۹- با حالترين فرد تو اقوام فاميل : دختر پسر عموی بابام و یکی از عموهام و بابام و خودم

۱۰-شيرين ترين روز عمرم : وقتی به دنیا اومدم!

۱۱- ورزش مورد علاقه ام : تکواندو و بسکتبال!!

۱۲- باتأثير ترين فرد توي زندگي م : بابام!

۱۳- بهترين خواننده مورد علاقه م : ستار و سعید پانتر و اشکین و ...!

۱۴- بهترين بازيگر مرد مورد علاقه م : حامد بهداد، شاهرخ استخری و محمدرضا فروتن!

۱۵- بهترين بازيگر زن مورد علاقه م : از تمام بازیگرای زن متنفرم!!!

۱۶- مسخره ترين ورزش از نگاه خودم : شطرنج که هیچ وقت نفهمیدم چرا ورزش حسابش میکنن!

۱۷- گران ترين کادويي که براي ديگران خريدم : کادو های روز مادر و تولد مادرو کلاُ مادر!!!

۱۸- کادوي مورد علاقه م (دوست دارم برام بخرن) : ادکلن، لباس، طلا، گل، ساعت و ...!!!!

۱۹- تلخ ترين روز عمرم : من اینقد سر خوشم که روز تلخ به چشام ندیدم!!!

 

+نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعتتوسط آیلار | |