|
hesam age miyay inja too khosoo30 shomarato vasam bezar
سلام خوبین؟ الان درست 2هفته س که مریضم! کاش میتونستم اینو به عشقم بگم... 12روز دیگه میادش! دلم واسش یه ذره شده دوس دارم مثه همیشه تو چشماش خیره شم... دوس دارم مثه همیشه دستامو تو دستاش محکم فشار بده... کاش میشد الان کنارم بود! باید صبر کرد... چشم انتظارشم!
وااااااااایییی خداااااا!!!! ممنوووووون!
نفسی عاشششقتــــــــــــــــــــــــــــــم!!!! نفسم به نفست بنده دیووونــــــــــــــــــــــــه! 3هفته دیـــــــــگه! دعا کنین زودی بگذره من طاقت ندارم! راستی راجع به مطالب قبلی رسما اعلام میکنم گور بابای آرمان! D:
این یه تمناس! یه خواهشه! تمنا میکنم این کلمه رو تکرار نکن! تمنا میکنم لحظه ها رو خاکستری نکن! خواهش میکنم منو ناراحت نکن! نگو میرم! نگو! دیگه نگو! هیس! هیس! واااایییی!!! فردا میره! من میمیرممممم!!!!!
مي گن چرا انقدرتحت فشارش گذاشتي؟ سکوت ميکنم مي گن چرا نمي ذاري هرکاري که مي خواد بکنه؟ سکوت ميکنم مي گن چرا اگر بهت توجه نکنه ازش دلخور مي شي؟ سکوت ميکنم مي گن چرا وقتي مي ره با يکي ديگه اشک مي ريزي؟ سکوت ميکنم مي گن چرا تمام لحظه هات رو در حصرت با اون بودن خراب مي کني؟ سکوت ميکنم مي گن چرا همش به ياد خاطرات قديميت غصه مي خوري؟ سکوت ميکنم مي گن چرا همه ي کارهاشو زير نظرداري؟ سکوت ميکنم مي گن چرا در حصرت ديدنشي در صورتي که مي دوني ناراحتت ميکنه؟ سکوت ميکنم مي گن چرا از عالم بريدي چسبيدي به کسي که برات از يه نفرم نميگذره؟ سکوت ميکنم مي گن چرا حاضر نيستي به کسي نه بگي که دلت رو هميشه ميشکنه؟ سکوت ميکنم مي گن چرا واسش هر کاري مي کني در حالي که مي دوني فراموشکاره؟ سکوت ميکنم فرياد مي زنم: ((چون دوستش دارم))
*تا حالا حس کردي خيلي افسرده اي؟ من الان اينجوريم! *تا حالا حس کردي دلت مي خواد يه عالمه آرام بخش بخوري و بخوابي؟ *من الان دلم اينو مي خواد! *تا حالا حس کردي ميخواي از دست اين دردا راحت شي و يه روز شاد *شاد باشي و از ته دلت بخندي؟ نه زورکي! *من الان اينو ميخوام! *تا حالا حس کردي بغضي داره خفت ميکنه و هيچ راهي واسه از بين *بردنش نداري؟ *من الان بغض دارم!
يکي رو دوست دارم ولي اون باور نداره. يکي رو دوست دارم همون کسي که شب و روز به يادش هستم و لحظات سرد زندگيمو با گرماي عشقش ميگذرونم! کسي رو دوست دارم که ميدونم هيچوقت بهش نمیرسم و هيچوقت نميتونم دستاشو فشار بدم! يکي رو دوست دارم ، بيشتر از هر کسي ، همون کسي که منو اسير قلبش کرد! يکي رو دوست دارم ، که ميدونم اون ديگه برام يکي نيست ، اون برام يه دنياست ! يکي رو براي هميشه دوست دارم ، کسي که باور نکرد عشقمو ! کسي که اشکامو نديد و نديد که چطور از غم دوري و دلتنگيش بی تابم! يکي رو تا ابد دوست دارم ، کسي که هيچوقت درد دلمو نفهميد و ندانست که اون تو اين دنيا تنها کسيه که تو قلبم نشسته! يکي رو تو قلبم عاشقانه دوست دارم ، کسي که نگاه عاشقانه ي منو نديد و لحظه اي که بهش لبخند زدم نگاهش به سمت ديگه اي بود! آره يکي رو از ته دل صادقانه دوست دارم، کسي که لحظه اي به پشت سرش نگاه نکرد که من چطور عاشقانه دنبالش ميرم! کسي رو دوست دارم که براي من بهترينه ، از بي وفايي هاش که بگذرم برام عزيزترينه! يکي رو دوست دارم ولي اون اين دوست داشتنو باور نکرد ! نمي دونه که چقدر دوستش دارم ، نمي فهمه که اون تمام زندگيمه! يکي رو با همين قلب شکسته م ، با تمام احساساتم ، بي بهونه دوست دارم ! کسي که با وجود اينکه قلبمو شکست ، اما هنوزم تو اين قلب شکسته م جا داره ! يکي رو بيشتر از همه کس دوست دارم ، کسي که حتي منو کمتر از هر کسي دوست نداره ! يکي رو دوست دارم با اينکه اين دوست داشتن ديوانگيه اما ....... من ديوانه وار تنها اونو دوست دارم ! آ.ر.م.ا.ن کاش يه روزي بفهمي که چقدر دوستت دارم !!!
اي کاش مي دونست که اون برام از رفتار بقيه مهم تر بود حتي اگه دنيا عليه من بود... گوشه کنار ذهنم پر شده از اي کاش و افسوس ... افسوس براي راحت از دست دادن فرصتاي با هم بودن، فرصتايي براي پرسيدن چرا هاي بي جواب. و اي کاش! مي تونستم دوباره از نو شروع کنم. از اول، از نقطه شروع، شروعي دوباره براي با هم بودن!!! دلتنگي براي آقا (آ.ر.م.ا.ن) خان و ستاره قطبي!!! آره يا نه؟؟؟شد يا نشد؟! تحقق و تکامل لحظه هايي که... امروز به نوعي آخرين فرصت بود. آخرين فرصت براي نگاه و لبخند و صحبت و سوال ... ولي ... باز نتونستم ...! نتونستم حرف هايي رو که توي اين ۵ ماه جمع کرده بودم براي اين آخرين فرصت بگم. نميدونم چرا وقتي مقابلش قرار مي گيرم حسي ۵ ماه اندوخته منو مي دزده و مي بره و مثل هميشه فراموش کار مي شم و حرفي براي گفتن ندارم... بغض راه نفسمو مي بنده و سراسيمه منو به خلوت تنهاييم مي کشونه و... ای کاش میفهمید که چقدر دوسش دارم...
خیلی سخته که عاشق یکی باشی و اون عاشق یک نفر دیگه مگه نه؟ خیلی سخته که حس کنی اونیو که دوست داری واسه اینکه بهت ضربه روحی نخوره کنارت مونده مگه نه؟ خیلی سخته که تو همه کاری بکنی تا اون ازت راضی باشه تا آرامش داشته باشه اما اون دلش یه جای دیگه باشه مگه نه؟ حاضر باشی بمیری اما اون آرامش داشته باشه ولی اون اصلا اینو باور نداشته باشه خیلی سخته مگه نه؟ دلت بخواد تا همیشه کنارت باشه اما اون روح و قلبش واسه یکی دیگه ثانیه شماری کنه خیلی سخته مگه نه؟ تو واسه دیدنش ثانیه شماری کنی اون بیاد اما وقتی آهنگی غمگین با هم گوش میدین و دستاش تو دستته دلش جای دیگه باشه خیلی سخته مگه نه؟ هر بار که وبلاگتو باز میکنی به این امید باشی که طراوشات ذهنشو در مورد تو اینجا نوشته باشه و هر بار هیچ ........ اون موقع است که باورت میشه دوست نداره که نمی تونه برات چیزی بنویسه چون پشت هر نوشته ای یک احساسی هست تو ندونی که چیکار کنی که اون قلبش واسه تو بتپه اونم واسه دیدنت ثانیه شماری کنه وقتی دستاش تو دستته قلبش هم با تو باشه وقتی نگات میکنه تو رو ببینه نه اینکه تو رو نگاه کنه اما نبینتت چون نگاهش مال یکی دیگه است اون موقع است که تو یه کمی وجدانت قلقلکت میده که نکنه تو مانعی شدی واسه برگشت عشق قبلیش و تو می مونی و هزارررررررررررررررر تا اما ! اگر! شاید! و هزاران چرای بی جواب. فقط اینو میدونم که دوستش دارم با همه ی وجودم ...
نگه ميداره تا عشقش از بالا بودن لذت ببره... اما چقدر سخته يه روز به خودت بياي و ببيني روي يه الاکلنگ چوبي تنهايي... کسي که از تو بالا تر بوده دست عشقتو گرفته و با خودش برده... خيلي سخته سرتو بالا کني و ببيني عشقت با يار تازه اش روي ابرا قدم مي زنن... صداش مي کني ((آهايش عشق من برگرد بيا بازم بازي کنيم منتظرتم)) اما اون تو اون الاکلنگ چوبي تو رو فراموش کرده حالا عاشق کسيه که از تو بهتره... لبخند تلخه روي لباتو مي بينم وقتي به روزي فکر ميکني که براي اولين بار ديديش... يا انتظارت وقتي براي يه مدت رفت و ازش بي خبر بودي... اما حالا همه چيز تموم شده تو موندي و يه شهر خاطره و يه الاکلنگ چوبي... چقدر سخته نتوني ازش دل بکني مدام سرت به سمت آسمون باشه و نگاش کني... با اينکه خيلي تنهايي دلت نخواد از اون بالا بيفته پايين... چقدر سخته نتوني از اون الاکلنگ چوبي دل بکني آخه تنها يادگاري که ازش داري... يادته هر کاري مي کردي تا لبخند بزنه اما نمي خنديد ولي حالا براي عشق تازه اش مي خنده... چقدر خنده هاش قشنگه با خودت ميگي کاش مي تونستم صداي خنده هاشو بشنوم... يه چيزي رو از اون بالا پرت کرد به طرفت صداي شکستن اومد... حس عجيبي داري مبيني قلب شيشه اي خودته که بهش يادگاري دادي... تکه هاشو کنار هم ميذاري جاي پاهاش روي دلت مونده... با بغض ميگي لا اقل يه يادگاري ازش دارم...
خـــدایـــــــا دیــــگــــــه خستـــه شــــدم...
دلم بد جوري گرفته بود و
بغض توي گلوم داشت خفه ام ميکرد........ تو هم اي خوب من اين نکته
به تکرار بگو!.......
سلام يادته مي گفتي خيلي برام عزيزي؟ يادته مي گفتي هيچ وقت نمي خوام ناراحتت کنم ؟ يادته هر وقت ناراحت مي شدم کلي باهام حرف ميزدي که آرومم کني؟ يادته بهم مي گفتي خيلي دوستم داري؟ يادمه يک بار گفتي مي خوام مال من باشي!! يادته دلت مي خواست تا هميشه با هم باشيم؟ يادته بهت گفتم براي اين با هم بودن برنامه اي هم داري؟ يادته چي جواب دادي؟ يادمه روي حرفت حساب کرده بودم! يادمه تو دلم غوغا شده بود يادمه منم دلم مي خواست با هم باشيم يادمه !! يادته ؟؟ .... بي خيال!!
سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن ! رفتم ... رفتي ... رفت ... شور از دلم ببرد ...
حتي نگذاشت دست هايش را در دست بگيرم حتي نگذاشت محکم در آغوش بگيرمش و گريه کنم
حتي نگذاشت عشقم را به او ثابت کنم
فقط گفت:خدانگهدارت
و قلبم را به حال خودش گذاشت
و به قلبم گفت دلت تنگ نشود
به قلبم گفت همه چيز را فراموش کن....
هيچ کس با من در اين دنيا نبود
يه دوست معمولي وقتي مي آيد خونت، مثل مهمون رفتار ميکنه. يه دوست واقعي درِ يخچال رو باز ميکنه و از خودش پذيرايي ميکنه. يه دوست معمولي هرگز گريه تو رو نديده. يه دوست واقعي شونه هاش از اشکاي تو خيسه. يه دوست معمولي اسم کوچيک پدر و مادر تو رو نمي دونه. يه دوست واقعي اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره. يه دوست معمولي يه دسته گل واسه مهمونيت مي آره. يه دوست واقعي زودتر مياد تا بهت کمک کنه و ديرتر مي ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه. يه دوست معمولي متنفره از اين که وقتي رفته که بخوابه بهش تلفن کني. يه دوست واقعي ميپرسه چرا يه مدته طولانيه که زنگ نمي زني؟ يه دوست معمولي ازت ميخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزني. يه دوست واقعي ازت ميخواد که مشکلات را حل کنه. يه دوست معمولي وقتي بين تون بحثي ميشه دوستي رو تموم شده ميدونه. يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعواهم زنگ ميزنه. يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره. يه دوست واقعي ميخواد که تو هميشه رو کمکش حساب کني. يه دوست معمولي اين حرف هاي منو ميخونه و فراموش ميکنه. يه دوست واقعي اونو واسه همه ميفرسته. يک دوست معمولي از درونت بي خبره.
دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است... دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد ... دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند... دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد ... دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد... دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد... دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي کشد ... دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد ... دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست... دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده... دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده... دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است... دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است... دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است... دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است... دلم براي کسي تنگ است که محرم اسرار است... دلم براي کسي تنگ است که راهنماي زندگيست... دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند... دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست... دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است... دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگي هايم است...
_چرا خدا مردها را آفريد؟ 1. هدف خاصي نبود 2. گِل اضافه مونده بود 3. نسخه آزمايشي بود 4. اصلا کار خدا نبود _چرا خدا مردها را از روي زمين برنمي دارد؟ 1. از نظر خدا مردها وجود خارجي ندارند 2. مگه ما روي زمين مرد هم داريم 3. وجود اينگونه از درندگان براي موازنه جمعيت روي زمين ضروري به نظر ميرسد 4. حالا چه عجله ايه؟
هنر
۱- بهترين فيلمي که تا حالا ديدم : گل یخ، بر باد رفته،گلادیاتور و ...! ۲- بهترين درسي که خوندم : زیست و زبان انگلیش! ۳- سمج ترين فردي که تا حالا باهاش در ارتباط بودم : یکی از همکلاسی هام، مقلب به چی توز!!! ۴- وحشتناک ترين صفحه عمرم : وقتی داشتم فیلم دیگران رو میدیدم!!! خیلی وحشتناک بود! (۶ سالم بود)! ۵- بهترين سفري که تا حالا رفتم : با خانواده ی دوست بابام رفتیم اصفهان و شهر کرد! ۶- خوشمزه ترين غذايي که دوست دارم بخورم : ناگت مرغ! ۷- خوش اخلاق ترين آدمي که تا حالا ديدم : بابام! ۸- بي مزه ترين غذايي که تا حالا خوردم : غذای بی مزه نخوردم تا حالا!! ۹- با حالترين فرد تو اقوام فاميل : دختر پسر عموی بابام و یکی از عموهام و بابام و خودم ۱۰-شيرين ترين روز عمرم : وقتی به دنیا اومدم! ۱۱- ورزش مورد علاقه ام : تکواندو و بسکتبال!! ۱۲- باتأثير ترين فرد توي زندگي م : بابام! ۱۳- بهترين خواننده مورد علاقه م : ستار و سعید پانتر ۱۴- بهترين بازيگر مرد مورد علاقه م : حامد بهداد، شاهرخ استخری و محمدرضا فروتن ۱۵- بهترين بازيگر زن مورد علاقه م : از تمام بازیگرای زن متنفرم!!! ۱۶- مسخره ترين ورزش از نگاه خودم : شطرنج که هیچ وقت نفهمیدم چرا ورزش حسابش میکنن! ۱۷- گران ترين کادويي که براي ديگران خريدم : کادو های روز مادر و تولد مادرو کلاُ مادر!!! ۱۸- کادوي مورد علاقه م (دوست دارم برام بخرن) : ادکلن، لباس، طلا، گل، ساعت و ...!!!! ۱۹- تلخ ترين روز عمرم : من اینقد سر خوشم که روز تلخ به چشام ندیدم!!!
|